داستانی شگفت از عنایات آقا امام زمان (عج)

محمد بن عيسي دانست كه اوامام زمان است وخود را به پاي امام انداخت تا شيعيان را ازمرگ وخفت نجات دهد. امام به اوفرمود: اي محمد بن عيسي! وزير فرمانداردرخت اناري را درحياط خانه خود نشانده است. آن درخت چون به ثمررسيد، او قالبي را با گل به شكل اناري درست كرد وآن قالب را كه توخالي بود دو نصف كرد ودرديوار داخل آن دونصف قالب، همان كلمات را به صورت برجسته نوشت، آنگاه آن دونصف قالب را روي يكي ازانارهاي كوچك درخت گذارد وآنها را محكم بست. آن انار درميان آن دونصف قالب بزرگ شد تا درون قالب را پركرد ودرنتيجه آن نوشته هاي برجسته ديواره داخلي دونصف قالب، روي پوست انار قرارگرفت، رفته رفته با رشد انار، آن كلمات برپوست انار به طور طبيعي نقش بست، فردا كه روزموعود هست هنگامي كه نزد فرمانداررفتيد به او بگوپاسخ را جزدرخانه وزير بيان نمي كنم، چون به خانه وزيررفتيد، درطرف دست راست خانه وزير، بالا خانه اي هست. بگو جواب را نمي گويم مگردراين بالاخانه، دراين هنگام، وزيرخود را دربن بست مي بيند واصرارمي كند كه به بالاخانه نرويد، توهم اصرار تمام كن، به ناچار وزيرقبول مي كند هنگامي كه به بالاخانه رفتيد نگذارتا وزيرتنها برود وقتي داخل بالاخانه شديد، روزنه اي را مي بيني ودرميان آن كيسه سفيدي مي بيني. با عجله تمام آن كيسه را بردارودرميان آن، قالب نامبرده را كه از گل ساخته شده وبا آن نقشه خائنانه وزير، طراحي شده را بيرون بياور. نزد فرماندار بگذار وبه او بگو كه اين
بعضی گفته اند محمد بن عیسی به امام زمان (عج) عرضه داشت : ای مولای من ! چرا شما در این لحظات آخر و در پایان موعد مقررِ سه روزه به ما شیعیان عنایت فرموده و پاسخ این معما را برای ما روشن فرمودید؟ در این هنگام حضرت پاسخ دادند : ای محمد بن عیسی ! شما خود برای حل این معما سه روز مهلت خواستید. اگر همان لحظه به من متوسل می شدید، همانجا شما را کمک می کردم.
محمد بن عيسي با چشم گریان به دست وپاي امام (عج) افتاد و تشكر كرد و به سوي رفقاي خود بازگشت وفرداي آن روز هنگام صبح مردم بحرين درمجلس فرماندار حاضرشدند، وقت پاسخ گويي شيعه ازدليل انار اعلام شد، محمد بن عيسي آنچه را كه امام عصر(عج) به او دستورداده بود يكي پس ازديگري انجام داد تا آخرين مرحله كه درنزد فرماندارو وزيراناررا شكست وخاكستر ودود ميان انار به صورت وزيرپاشيد. فرمانداركه سخت مجذوب شده بود، گفت: «اي محمد بن عيسي! اين پاسخ را چه كسي به تو ياد داد؟» محمد بن عيسي گفت: امام وحجت زمان عليه السلام به من آموخت. فرماندارگفت امام زمان كيست؟ محمد بن عيسي گفت: امام زمان ما عليه السلام ازجانب خداوند، حجت روي زمين است.اودوازدهمين امام ماست. آنگاه اسامي همه ائمه عليهم السلام را يكي پس ازديگري برشمرد تا به صاحب الامر(عج) رسيد. فرمانداردربرابر اين علامت ها تسليم وشيعه شد و وزير ملعون را اعدام كرد. ازآن پس به شيعيان بحرين بسيار محبت كرد.
