روضه حضرت رقیه (س) در مسجد ارک تهران - محرم 85
مولودی حضرت فاطمه زهرا (س)
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۱ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۲ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۳ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۴ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۵ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۶ |
|
|
حاج محمود کریمی |
میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۷ |
| ابوالفضل بختیاری | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۳ | |
| حاج سعید حدادیان | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۴ | |
| حاج سعید حدادیان | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۵ | |
| حاج سعید حدادیان | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۶ | |
| حاج سعید حدادیان | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۱ | |
| حاج محمد طاهری | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۲ | |
| حاج محمد طاهری | میلاد حضرت زهرا (س) 86 قسمت ۳ | |
| حاج حسين سازور | روز ولادت حضرت زهرا (س) قسمت ۱ | |
| حاج حسين سازور | روز ولادت حضرت زهرا (س) قسمت ۲ | |
| حاج حسين سازور | روز ولادت حضرت زهرا (س) قسمت ۳ | |
| حاج محمود كريمي | ولادت حضرت زهرا (س) 85 قسمت ۱ | |
| حاج محمود كريمي | ولادت حضرت زهرا (س) 85 قسمت ۲ | |
| حاج محمود كريمي | ولادت حضرت زهرا (س) 85 قسمت ۳ | |
| حاج محمود كريمي | ولادت حضرت زهرا (س) 85 قسمت ۴ | |
منبع : سایت لبیک
مجموعه صوتی وفان حضرت ام البنین(س) 85 و 86
چرا علی (ع) برای گرفتن حق خود ، دست به شمشیر نبرد ؟
بعد از ماجرای سقیفه و غصب خلافت علی(ع) با وجود اینکه حضرت در جایگاه امامت و رهبری جامعه از سوی پیامبر(ص) در روز غدیرخم نصب شده بود، چرا واکنش تعرض آمیز از خود نشان نداد و برای گرفتن حق خود دست به شمشیر نبرد؟
مهمترین علل سکوت علی(ع) را در برابر غصب خلافت در محورهای زیر می توان بیان کرد:
1- سفارش پیامبر اعظم(ص)
پیامبر اعظم(ص) به علی(ع) توصیه فرموده بود، در صورتی که حقت را غصب کردند اگر تعداد یارانت از تعداد انگشتان دست و پایت فزون شد برای گرفتن حقت دست به شمشیر ببر وگرنه صبر پیشه نما. در این رابطه بعد از ماجرای سقیفه وقتی عده ای از اصحاب علی(ع) می آیند و اعلام آمادگی می کنند حاضریم حقت را بگیریم، حضرت برای اینکه ایمان، وفاداری و پایداری آنان را بیازماید، فرمود: «فردا همه شما با سرهای تراشیده در اینجا حضور بیابید که در پاسخ به ندای حضرت جز چهار یا پنج نفر حاضر نشدند.
2- حفظ وحدت جامعه اسلامی
علی(ع) را باید بنیانگذار وحدت مسلمانان دانست چرا که بیش از هر کسی در این راه فداکاری و سختکوشی نموده است. بعد از رحلت پیامبر(ص)، فرهنگ قبیله ای دوباره جان گرفت و علی(ع) برای حفظ وحدت مجبور به سکوت شد که تحمل آن از دست بردن به شمشیر بسیار سخت تر و جانفرساتر بود. جامعه اسلامی در آن عصر با هجوم دشمن خارجی به ویژه رومیان مواجه بود و وجود پیامبران دروغین مزید بر علت بود و علی(ع) در سخنی می فرماید من از همه حریصتر به وحدت مردم در جامعه می باشم.
3- پیدایش مرتدین و پیامبران دروغین
علاوه بر ارتدادی که در سال دهم هجری در قبایل بنی حنیفه، اسد، کنده، غطفان و... اتفاق افتاد و اوج آن پس از رحلت پیامبر(ص) نمودار گشت، پیامبران دروغین نیز در نقاط مختلف عربستان ادعای نبوت می کردند و وحدت اسلامی را مورد تهدید قرار می دادند که امام در نامه ای به مالک اشتر یکی از علل سکوت خود را پیدایش مرتدین و پیامبران دروغین می داند.
4- فعال شدن منافقان مدینه و دیگر اعراب منافق
منافقین که در صدد از هم پاشیدن جزیره العرب و وحدت مسلمین بودند و قیام امام به اهداف آنان کمک می نمود، عامل دیگری بود که امام علی(ع) راهبرد سکوت را برای خنثی نمودن توطئه شوم منافقین انتخاب کرد.
5- کمی یاران و حامیان
امام علی(ع) در خطبه شقشقیه یکی از علل سکوت خود را کمی یاران و حامیان خویش می داند که در این زمینه مخیر بود یا با قلت یاران حق خود را بگیرد و یا نسبت به وضع تاریک روزگار سکوت را پیشه نماید. آن حضرت شرایط را این چنین توصیف می فرماید:
«در حالی که در چشمم خار و گلویم را استخوان گرفته و میراثم به تاراج رفته بود، صبر را پیشه کردم.
6- حفظ کیان و بقای اسلام
امام در خطبه پنجم نهج البلاغه کمی یاران و حفظ کیان اسلام و جلوگیری از اختلافات را بیان کرده و علت سکوت خود را ترس از مرگ نمی داند بلکه قیام خود را بی حاصل و برای جامعه اسلامی زیانبار می داند.
7- عوامی مردم و احیای فرهنگ قبیله ای
پیامبر اعظم(ص) در مدت 23سال تبلیغ رسالت خود، فرهنگ جاهلیت را در جامعه از بین برد ولی بسیاری از سران مکه که بعد از 23 سال جنگ، به اسلام ایمان آورده و پیامبر خدا(ص) لقب طلقا به آنان داد، به علت عدم درک روح اسلام و عمق فرهنگ دینی، مجدداً فرهنگ جاهلیت را در بین خود بعد از رحلت پیامبر(ص) احیا کردند. بنابراین چون رئیس قبیله از علی(ع) پیروی ننمود مردم نیز به تبع آنان از امام علی(ع) حمایت ننمودند.
8- حرکت خشونت طلبانه و مستکبرانه
برخی از صحابه چنان دست به خشونت زدند که کمتر کسی یارای مخالفت با آن را داشت. عده ای را روانه کوچه ها می کردند و مردم را به بیعت با خلیفه اول دعوت می کردند مردم هم تابع احساسات قبیله ای بودند و از روی حرص و بی اطلاعی با خلیفه بیعت کردند.
9- سرعت بیعت و شدت عمل اصحاب سقیفه
فرایند انتخاب خلیفه و بیعت گرفتن به حدی شدید و سریع بود که امکان بروز هرگونه عکس العمل را از امام علی(ع) گرفت. آن حضرت که در حال غسل و کفن پیامبر اعظم(ص) بود و واگذاشتن جنازه پیامبر(ص) را بدون غسل و کفن بی احترامی و خیانت بزرگی به پیامبر خدا(ص) می دانست اصحاب سقیفه از این دل مشغولی علی(ع) بهره جسته و به حدی در گرفتن بیعت سرعت عمل نشان دادند که آب غسل پیامبر(ص) خشک نشده بود و آنان کار را تمام کرده بودند.
10- نگه داشتن حرمت دین
علی(ع) خلافت را حق خود می دانست ولی حرمت دین را برتر از آن می دید و اگر دین ضربه می دید جبران آن به راحتی مقدور نبود. آن حضرت اگرچه حق خود را حق دین می دانست اما وحدت دینی را لازمتر از حق خود می پنداشت.
چرا نام امامان(ع) در قرآن نیامده است؟

چرا نام امامان (ع) در قرآن نیامده است ؟
پرسشگر تصور میکند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن میآمد، اختلاف از بین میرفت، در حالی که این اصل کلیّت ندارد. چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازدهگانه، سبب میشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسلکشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد.
روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) میباشد. رسولخدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه میفرماید:
و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون.(1)
و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند.
در آیه یادشده دقت کنید، میفرماید: «تبیّن» و نمیگوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند.
بنابراین انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اینک برخی از روشهای قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان میکنیم:
1. معرفی به نام
گاهی شرایط ایجاب میکند که فردی را به نام معرفی کنند، چنانکه میفرماید: و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد(2)، (عیسی میگوید): من به شما مژده پیامبری را میدهم که پس از من میآید و نامش احمد است.
در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی میکند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل مینماید.
2. معرفی با عدد
و گاهی شرایط ایجاد میکند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنانکه میفرماید: و لقد أخذ الله میثاق بنیاسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً ... .(3) و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.
3. معرفی با صفت
بعضی اوقات شرایط ایجاب میکند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است.
الذین یتّبعون الرسول النّبیّ الأمّیّ الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم... .(4)
کسانی که از رسول و نبی درس ناخواندهای پیروی میکنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته مییابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدیها بازشان میدارد، پاکیها را برای آنان حلال کرده و ناپاکیها را تحریم مینماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر میکند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمیدارد...
با توجه به این روش، انتظار اینکه اسامی دوازده امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، یک انتظار بیجا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.
مسائل زیادی وجود دارد که قرنها مایة جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع که ریشهکن کننده نزاع باشد سخن نگفته است، مانند:
ـ صفات خدا عین ذات اوست یا زائد بر ذات؟
ـ حقیقت صفات خبری مانند استواری بر عرش چیست؟
ـ کلام خدا قدیم یا حادث است؟
ـ خلقت بر اساس جبر استوار است یا اختیار؟
این مسائل و امثال آنها هر چند از قرآن قابل استفاده است، ولی آن چنان شفاف و قاطع که نزاع را یک سره از میان بردارد، در قرآن وارد نشده است و حکمت آن در این است که قرآن مردم را به تفکّر و دقت در مفاد آیات دعوت میکند، بیان قاطع همه مسائل، به گونهای که همه مردم را راضی سازد، بر خلاف این اصل است.
معرفی به نام، برطرف کننده اختلاف نیست
پرسشگر تصور میکند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن میآمد، اختلاف از بین میرفت، در حالی که این اصل کلیّت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.
بنیاسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمینهای غصبشده خود را باز ستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
إذ قالوا لنبیّ لهم ابعث لنا ملکاً نقاتل فی سبیلالله.(5)
آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروایی معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...
پیامبر آنان به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی کرده، گفت: إنّ الله قد بعث لکم طالوت ملکاً...(6) به راستی که خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است.
با وجودی که نام فرمانروا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند:
أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یؤت سعةً من المال...(7)
از کجا میتواند فرمانروای ما باشد، حال آنکه ما به فرمانروایی از او شایستهتریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایی باشد. چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازدهگانه، سبب میشد که آزمندان حکومت و ریاست به نسلکشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد / تا کلیمالله موسی زنده شد
درباره حضرت مهدی(عج) هم که اشارهای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیتهای فراوانی پدید آمد و خانه حضرت عسکری(ع) مدتها تحتنظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.
در پایان یادآور میشویم: همانطوری که گفته شد، قرآن بسان قانون اساسی میباشد و انتظار اینکه همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بیمورد است. نماز و روزه و زکات نیز که از عالیترین فرائض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنّت پیامبر(ص) گرفته شده است.
1. سورة نحل (16)، آیة 44.
2. سورة صف (61)، آیة 6.
3. سورة مائده (5)، آیة 11.
4. سورة اعراف (7)، آیة 157.
5. سورة بقره (2)، آیة 246.
6. سورة بقره (2)، آیة 247.
7. همان.
آیتالله جعفر سبحانی
شناسنامه سوره های قرآن کریم
شعر امام زمان (عج)6
ای آفتاب، منتظر صبحگاه تو
عالم در انتظار طلوع نگاه تو
صبح از طلوع فجر نگاه تو می دمد
ای شام تار، منتظر روی ماه تو
چشم شفق برای تو خون گریه می کند
کای! یار غایب، از چه نتابد پگاه تو؟
شرمنده ام از اینکه سئوال از تو می کنم
آیا گناه شیعه نشد سدّ راه تو ؟
ای ساکن حرم که عَلمَ دست بوس توست
شمشیر، تشنه نفس رزمگاه توست
خورشید بوی روز قیامت گرفته است
آیا قیامت است همان وعده گاه تو؟
دیگر زمان غیبت کبری زیاد شد
در انتظار نصر تو باشد اله تو
برگرد ای امیر غریب سپاه عشق
بنگر زهجر تو چه رود بر سپاه تو
هرچند این فتوح موقت عطای توست
فتح نهایی دل ما خیمه گاه تو
جز اینکه بر علیه ستم می کنی قیام
فرزند اهل بیت چه باشد گناه تو؟
این شعر توسط برادر ارجمند حاج منصور ارضی در صبح سه شنبه ۲۱/۳/۱۳۸۷ خوانده شده است
سه کلیپ سینه زنی وفات حضرت ام البنین (ع) از حاج محمود کریمی
نرم افزار Adobe Photoshop CS3 Extended Me Fina
شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) 22
وضو
با خون پاک تو کفن تو وضو گرفت
از چشمه ی طهور تن تو وضو گرفت
میخواستی بپوشی اش اما وضو نداشت
پس زود رفت پیرهن تو وضو گرفت
من کشف کرده ام که تو از آب بهتری
دیدم که آب با بدن تو وضو گرفت!!
روزانه پنجمرتبه :زرد و سفید و سرخ
از روح آبی تو تن تو وضو گرفت
چیزی نبود پاکتر از تو بجز خودت
یعنی که با من تو من تو وضو گرفت
قبل از تولد تو که باران گرفته بود
دنیا برای آمدن تو وضو گرفت
خوش باش علی که بازوی او خون نیامده است
عشق تو هستی تو زن تو وضو گرفت!
شاعر : رضا جعفری
شعر مدح امیرالمؤمنین علی (علی) 2
شام تجلی
ای عبور سبز نخلستان بدوش
باز هم از ذهن نخلستان بجوش
تیغ دستت بسکه بر صحرا نشست
شد کویر از دست تو خرما فروش
یوسف آهِ تو عمری بین چاه
می وزد در خویش و می گرید خموش
کودکی دارد صدایت می کند
کفشهای وصله دارت را بپوش
باز هم از کاسه ی طفل یتیم
شربت شام تجلی را بنوش
شاعر : رضا جعفری
شعر امام زمان (عج) 5
معراج معنی
لفظ طیّار تو معراج برد معنی را
اشک چشمان تو میخانه کنددنیا را
تکیه بر کعبه بزن سر بده آواز ظهور
چون که این کار تو خوشحال کند زهرا را
آن که در قدرت تو رفتن امروز نهاد
داد بر قبضه ی تو آمدن فردارا
کعبه را شوق طواف تو نگهداشته است
ور نه ریگ است و بگردد همه ی صحرا را
هر که زنده است به خورشید سلامم ببرد
ما که مردیم و ندیدیم به خود گرمارا
ای عطش، تشنگی کوزه به دریا برسان
یک نفر یک خبر از ما بدهد دریارا
شاعر : رضا جعفری
شعر مدح امیرالمؤمنین علی (ع) 1
اصلا بعید نیست که یک مرد محترم
را با دو دست بسته ببینیم باز هم
با چشمهای خیره نگاهش کنیم و او
چیزی به ما نگوید و ما مردم شکم
بعد از غذا که از جگر او شده درست
با چشمهاش قهوه و چایی کنیم دم
حتی بعید نیست که این مرد مدتی
از ما کمک بخواهد و ما نیز لا جرم
عمدا به روی خویش نیاریم و هر کدام
با اکتفا به این کلمه با " نمی رسم"
محکم کنیم قفل در و توی رختخواب
دعوا کنیم بر سر ایجاد یک عدم
شمشیرهایمان که فقط زنگ میخورند
آئینه هایمان همه کورند ، دست کم
یا که نایستیم و نخندیم اینچنین
ــ سینه نمی زنیم اگر زیر این علم ــ
یا محض غیرتی که نداریم لحظه ای
نیت کنیم پشت در بسته ی حرم
این شعر را همیشه بخوانیم بیت بیت
در سالروز دیدن یک مرد محترم
شاعر : رضا جعفری
شعری از ابوالفضل زرويي نصرآباد در مراسم افطار شعرا با رهبر - نیمه رمضان ٨٣

اي جماعت چطوره حالاتتون
قربون اون فهم و كمالاتتون
گردنتون پيش كسي خم نشه
از سر بنده سايه تون كم نشه
راز و نياز و بندگي تون، درست
حساب كتاب زندگي تون درست
باز يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز
راست و حسينيش نمي دونم چرا
بيني و بينيش، نمي دونم چرا
فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي دن مثل قديما دوستا
شاپركا به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشنا گز شدن
شعرم اگه سست و شكسته بسته است
سرزنشم نكن، دلم شكسته است
آدم دل شكسته بهش حرج نيست
شعر شكسته بسته بهش حرج نيست
تا كه ميفته دندوناي شيري
روي سرت مي شينه برف پيري
كميسيون مرگ مي شه تشكيل
درو مي شن بزرگتراي فاميل
يه دفعه همكلاسيا پير مي شن
هم بازيا پير و زمينگير مي شن
رمق نمونده تا بريم صبح زود
پياده تا امامزاده داوود
درسته ديگه توي شهر ما نيست
دلي كه مثل كاروان سرا نيست
يه چيزي مي گم ايشالا دلخور نشين
قربون اون دلاي تك سرنشين
شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شكل ماه هر چي مرده
مرداي ده، مرداي كاه و گندم
مرداي ده مرداي خوان هشتم
مرداي پشت كوه، مثل خورشيد
تو دلشون هزار جام جمشيد
كيسه چپق ها به پر شالشون
لشكر بچه ها به دنبالشون
بيل و كلنگشون هميشه براق
قليون شون به راه، دماغ شون چاق
صبح سحر پا مي شن از رختخواب
يكسره رو پان تا غروب آفتاب
چارتاي رستمن به قد و قامت
هيكل شون توپ، تن شون سلامت
نبوده غير گرده گلاشون
غبار اگر نشسته رو كلاشون
كلامشون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق شون بي ريا
مرداي نازدار اهل شهرن
با خودشون هم اين قبيله قهرن
مرداي اخم و طعنه بي دليل
مرداي سرشكسته زن ذليل
مرداي دكتراي حل{ جدول
مرداي نق نقي لوس تنبل
لعنت و نفرين مي كنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پياده
مرداي خواب تو ساعت اداري
تازه دو ساعتم اضافه كاري
توي رگاشون مي كشه تنوره
تري گليسريد و قند و اوره
انگار آتيش گرفته ترمه هاشون
هميشه تو همه سگرمه هاشون
به زير دستا، ترشي و عبوسي
به رئيس اداره چاپلوسي
براي جَستن از مظان شك ها
دايرهالمعارف كلك ها
بچه به دنيا مي آرن با نذور
اغلب شون يه دونه اون هم به زور
پيش هم از عاطفه دم مي زنن
پشت سر اما واسه هم مي زنن
اين جا فقط مهم مقام و پُسته
مرداي شهري كارشون درسته
مشدي رضا چاي و سماورت ك
وسيني با قالي و گلپرت كو؟
اي به فداي ريخت و شكل و تيپت
بوي چپق نمي ده عِطر پيپت
مشدي حسن قربون ميز و فايلت
قربون زنگ گوشي موبايلت
اون كه دهاتي و نجيبه مشدي
ميون شهريا غريبه مشدي
قديم تَرا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت
تقي به فكر رونق نقي نيست
كسي به فكر نفع مابقي نيست
مقاله ها پشت هم اندازيه
جناح و باند و حزب و خط بازيه
بس كه به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقيم يادمون رفت
ارزشمون به طول و عرض ميزه
چقدر ميز و صندلي عزيزه
تموم فكر و ذكرمون همينه
كه هيشكي پشت ميزمون نشينه
اونا كه مرد و زن دعاگوشون بود
ميز رياست سر زانوشون بود
بيا بشين كه ميز اگه وفا داشت
وفا به صاحباي قبل ما داشت
قديم كه نرخها به طالبش بود
ارزش صندلي به صاحبش بود
فقيه اگه بالاي منبر مي شست
جَوون سه چار پله پايين تر مي شست
معني شأن و رتبه يادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود
روي لبت خوبه تبسم باشه
دفتر كارت دل مردم باشه
مردا بدون ميز هم، عزيزن
رفوزه ها هميشه پشت ميزن
خلاصه قصه اون قدر دِرامه
كه ايدز پيش دردمون زكامه
فتنه و دعوا سر نونه مشدي
دوره آخرالزمونه مشدي
جسارتاً شعرم اگه غمين بود
به قول خواجه «خاطرم حزين» بود
دعا كنين كه حالمون خوب بشه
تا شعرمون يه ريزه مرغوب بشه
فیلم این مراسم را در قسمت صوت و تصویر جستجو کنید
شعر میلاد امام زمان (عج) 1
جسارت
این جشنها برای من آقا نمی شود
شب با چراغ عاریه فردا نمی شود
خورشیدی و نگاه مرا میکنی سفبد
میخواستم ببینمت اما نمی شود
شمشیرتان کجاست ؟ بزن گردن مرا
وقتی که کور شد گرهی وا نمی شود
یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را
عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود
اینجا همه منند، منِ بی خیالِ تو
اینجا کسی برای شما ما نمی شود
آقا جسارت است ولی زودتر بیا
این کارها به صبر و مدارا نمی شود
تاچند فرسخی خودم ایستاده ام
تامرز یأ س ،تا به عدم، تانمی شود
می پرسم از خودم غزلی گفته ای ولی
با این همه ردیف ، چرا با نمی شود؟!
شاعر : رضا جعفری
شعر مدح امیرالمؤمنین علی (علی) 4
مردم دار
پینه ی دست تو گندمکار بود
زارع دشت تبسم زار بود
"هیچ کس" هم مخفی از دیدت نشد
بسکه چشمان تو مردم دار بود
درک میلادت، شکستِ کعبه شد
بوی این توفان ، تلاطم بار بود
گفت تسبیح و شکست و باز شد
جنبه ی این ظرف ، کم مقدار بود
قصه ی روح تو با اطراف خود
غصه ی آیینه و دیوار بود
هر اناالحق لایق شمشیر نیست
سهم بی مغزان طناب دار بود
شاعر : رضا جعفری
شعر مدح امیرالمؤمنین علی (علی) 3
عطر معصوم
این مرد که در جنگ کفن پوش ترین است
دیریست که مظلوم ترین مرد زمین است
دیروز درِ قلعه ی خیبر به کفَــش بود
امروز ز بخت بد ما خانه نشین است
از دادِ نگاهش به سوی ابر شنیدم
بارانی آینده ی یک قطعه زمین است
با هیچ کسی باز نکرده سرِ صحبت
بر قاطبه ی مردم این شهر ظنین است
.....
معصومیت عطر شبانگاهی گـُل بود
این مرد که با سجده همآغوش ترین است
شاعر : رضا جعفری






