فاطمیه

 

صلی الله علیک یا فاطمة الزهرا

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ، اِمْتَحَنَكِ الَّذى‏ خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ،

در راه علی درد همان درمان است *** این درد غریب هدیه جانان است

این روح بزرگ ضربه گیر است هنوز *** تا روی کبود از علی پنهان است

در هر ستمی بلا کشیدن سخت است *** در راه علی درد و بلا آسان است

یاری علی هیبت کوثر می خواست *** اینکار نه حد بوذر و سلمان است

هر چند گل لاله گوشم پاچید *** غم نیست مرا که فصل گلریزان است

رویی که شفق ز پرتوش وا ماند *** در کوچه تنگ طعمه طوفان است

با یا ابتای خویش گفتم به نبی *** این شهر پس از تو شهر نامردان است

این امت مرحومه چه بی درد شدند *** این اجر رسالت است یا تاوان است

تنها سپر علی شکسته اما *** شمشیر زبان هنوز در میدان است

از پا ننشست هر که زهرایی شد *** اسلام مگر که بی سر و سامان است

روزی که ز کعبه منتقم می آید *** با یار محب و شیعه هم پیمان است

خواستگاری پر از عشق و حیا

 

ازدواج دو نور

مَرَجَ البحرین یلتقیان (رحمن، آیه 19)

سالروز ازدواج دخت پیامبر اسلام سلام الله علیها با امام و پیشوای متقین علی علیه السلام را به تمام مسلمین جهان بخصوص شیعیان و دوستانشان تبریک عرض می کنیم.

 

به مناسبت سالروز ازدواج دو بحر عمیق معرفت و ایمان، علی(ع) و فاطمه(س)، در نظر است با ارائه مقالاتی از ازدواج و زندگانی زناشویی این دو اسوه ی قرآن، درس هایی عملی برای رهروان آنها به ارمغان آوریم؛ امید است با پیروی از آن دو بزرگوار در زمره ی دوستان آنها قرار گرفته و زندگانی آنها را به بیان قرآن، اسوه ی حسنه خود قرار بدهیم(1).

 

قبل از پرداختن به زندگانی این دو بزرگوار، توجه به دو نکته لازم و ضروری است: اولاً: معصومین دارای دو بعد شخصیتی و خلقتی می باشند، یک بعد خلقت نوری آنها است، که این قبل از خلقت حضرت آدم علیه السلام است؛ و این مقام و درجه برای احدی دست یافتنی نیست؛ بُعد دیگر آنها خلقت بشری است.

 

وقتی جامه خلقت را در این عالم خاکی پوشیدند؛ مانند دیگران، دارای همه ی خصوصیات بشری اعم از احساس، عواطف، گرسنگی تشنگی، درد، خستگی و ... می باشند (انّما انا بشرٌ مثلکم . کهف آیه 11) و اوج بندگی آنها در این است که ویژگی همه را دارند ولی معصیت خدا نمی کنند.

بعد خلقت نوری ائمه اطهار مربوط به قبل از خلقت حضرت آدم علیه السلام است؛ که این مقام و درجه برای احدی دست یافتنی نیست؛ بُعد دیگر آنها خلقت بشری است.

این بعد شخصیت آنها برای شیعیان و پیروان آنها به مقدار وسع وجودیشان دست یافتنی است و بشریت باید به آنها اقتداء کنند(2). ثانیاً: زندگانی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) دارای ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، سیاسی، عبادی و... است؛ که در این مقاله فقط به بعد زندگانی زناشویی آنها می پردازیم. تا درس های عملی آموخته به عنوان الگوی حسنه ی زوج قرآنی به آنها اقتدا کنیم. و با پیروی از آنها مروج فرهنگ فاطمی و علوی در جامعه اسلامی خود باشیم.

 

خواستگاری

-یا رسول الله! دخترت فاطمه را به همسری من درآور! من مهریه ی او را صد ناقه ی سیاه کبود چشم که همگی از شتران باردار مصری هستند، همراه با ده هزار دینار قرار می دهم.

 

-دیگری گفت: من نیز همان اندازه مهریه قرار می دهم، به علاوه پیش از او اسلام آوردم. رسول خدا(ص) از گفتار آنان خشمگین شد و فرمود تو اموال خود را به رخ من می کشی(3).

 

بزرگان قریش نیز از خواستگاران حضرت فاطمه(س) بودند، و پیامبر(ص) در پاسخ آنان فرمودند: همانا اختیار او در دست خداوند متعال است.

ازدواج دو نور

پیامبر(ص) چون آنها را کفو فاطمه(س) نمی دانست با حفظ احترام با حواله به خدا کردن، پاسخ منفی به آنها می داد. روزی ابوبکر، عمر و سعدبن معاذ با یکدیگر گفتگو می کردند، سخن از دختر پیامبر(ص) شد. ابوبکر گفت: خواستگارانی که رفته اند، پیشنهادشان رد شد. پیامبر(ص) فرموده است که تعیین همسر فاطمه(س) با خداست.  

 

تنها علی(ع) در مورد خواستگاری تاکنون اقدامی نکرده است، شاید به خاطر تهیدستی از انجام این کار سرباز می زند. با این همه برایم روشن است که خدا و پیامبر(ص) ، زهرا(س) را برای او نگاه داشته اند، پیشنهاد شد پیش حضرت علی(ع) بروند و نظر او را راجع به این ازدواج بپرسند؟

 

علی(ع) وقتی سخن ابوبکر را شنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود ای ابابکر! احساسات و خواسته های درونی مرا تحریک نمودی؛ من هم بدین موضوع علاقه مندم ولی فقر و تهیدستی مرا از این کار بازداشته است.

 

ابوبکر گفت: یا علی این سخن را نفرمایید، زیرا دنیا و اموال دنیا در نظر خدا و رسول ارزشی ندارد. علی علیه السلام پس از پیشنهاد ابوبکر به منزل می رود و پس از شست و شوی خود، عبای تمیزی بر تن کرده و کفشهایش را پوشید به حضور رسول خدا(ص) شتافت. در قسمت بعد این مقاله سعی داریم با شرح ماوقع خواستگاری حضرت علی(ع) به بیان درس هایی زندگی ساز از ازدواج این دو نور بپردازیم. 

وقتی جامه خلقت را در این عالم خاکی پوشیدند؛ مانند دیگران، دارای همه ی خصوصیات بشری اعم از احساس، عواطف، گرسنگی تشنگی، درد، خستگی و ... می باشند (انّما انا بشرٌ مثلکم . کهف آیه 11) و اوج بندگی آنها در این است که ویژگی همه را دارند ولی معصیت خدا نمی کنند.

پی نوشت ها :

1- لقد کان لکم فی رسول الله اسوةٌ حسنةٌ (احزاب آیه 21) قطعا برای شما در اقتدا به رسول خدا سرمشقی حَسَن است.

2- اولئک الذین هدی الله فبهداهم اقتده (انعام آیه 90) اینان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است؛ پس به هدایت آنها اقتدا کن.

3- 360 داستان از فضایل مصائب و کرامات فاطمه الزهراء، عباس عزیزی (به نقل از دلائل الامامه صفحه 12 و 13).

 منبع : سایت تبیان

تا آخرين نفس ،حمايتت مي کنم

علي وفاطمه

در مقاله ي قبل با عنوان همسري برترين بانو چهار نمونه از رفتارهاي حضرت زهرا که مي تواند سرمشق مناسبي براي همسران تبياني باشد را بيان کرديم و در اين مقاله چهار رفتار ديگر را بررسي مي کنيم.

 

1- تواضع در برابر همسر

« معاشرت معروف » در روابط ميان زن و مرد ، يکي ديگر از پايه‌هاي تحکيم و دوام خانواده به حساب مي‌آيد. در حسن معاشرت زن با شوهر، عامل تواضع ، عنصري چشمگير و اساسي است. زن از عطوفت شوهرش لذت بيشتري مي‌برد و مرد از محبت احترام‌آميز زن، بيشتر محظوظ مي‌شود. ليکن تواضع متناسب، از مواردي است که مي‌تواند مرد را در زندگي خانوادگي، سرشار از رضايت خاطر و خشنودي نمايد و به همه‌ي هستي او مراتب لذت همنشيني و انس با همسرش را بچشاند زيرا مفهوم « قواميت تکويني شوهر بر زن» ايجاب مي‌کند که رفتار زن با شوهر خاضعانه‌تر و رفتار مرد با زن دلسوزانه‌تر باشد. حضرت فاطمه (س) با وجودي که کفو و همتاي علي(ع) و دختر سرور کائنات است، در مقابل همسرش، تواضعي ستودني دارد. به عنوان نمونه، وقتي در برابر شفاعت علي(ع) از خليفه که براي عيادت او اذن مي‌خواستند ، قرار مي‌گيرد ، با اين عبارت متواضعانه پاسخ مي‌فرمايد: «يا علي، البيت بيتک و انا امتک»، «علي جان، خانه خانه‌ي توست و من کنيز توام.» (بابازاده، 1376: ص255)

تواضع متناسب، از مواردي است که مي‌تواند مرد را در زندگي خانوادگي، سرشار از رضايت خاطر و خشنودي نمايد و به همه‌ي هستي او مراتب لذت همنشيني و انس با همسرش را بچشاند .

2- ابراز و اظهار محبت به همسر

يکي ديگر از نکات بسيار قابل توجه در روابط ميان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنيان خانواده‌هايي که با وجود عامل محبت از فرآيند اظهار محبت، به خوبي استفاده نمي‌شود ، اندک اندک خدشه‌ها و خلل‌هايي به وجود مي‌آيد. دانستن محبت دو همسر به يکديگر کافي نيست؛ شنيدن کلمات محبت‌آميز از لوازم يک زندگي موفق زناشويي است. اين نياز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل يکديگر، بايد به بهترين نحو پاسخ‌گويي شود.

در زندگي حضرت فاطمه (س)، عبارات محبت‌آميز و احترام‌آميز به علي(ع) بسيار است؛ از جمله ايشان در عبارتي خطاب به همسرشان در مقام اظهار محبت مي‌فرمايد: «روحي لروحک الفداء و نفسي لنفسک الوقاء» (حائري مازندراني، 1374: ج1، ص196)، «روح من فداي روح تو باد و جان من سپر بلاي جان تو باشد.»

 

3- حمايت و دفاع از همسر

يکي از مهمترين شاخصه‌هايي که مي‌تواند در ژرفابخشي محبت و در نتيجه در استحکام خانواده مؤثر باشد ، حمايت و دفاع از همسر است. مسلم است که در هر زندگي خانوادگي، زن و شوهر غير از نقش همسري، در ساير روابط اجتماعي يا سياسي و...، نقش‌هاي ديگري نيز بر عهده دارند و هيچ قلعه و دژي مستحکم‌تر از قلعه‌ي خانواده نمي‌تواند مدافع يک انسان در سختي‌ها، آسيب‌هاي اجتماعي و... باشد. حمايت هر يک از زوجين از ديگري و تجليل و قدرداني از تلاش‌ها و زحمات وي، از جمله‌ي اين امور است.

حضرت فاطمه (س) هم حامي علي(ع) بود و هم همسر وي و از آن‌جا که اين بانو در همه‌ي خيرات و صالحات، پيشتازترين فرد امت محسوب مي‌شد، در امر دفاع از ولايت نيز، والاترين جان‌فشاني‌ها را به ساحت کبريايي خداوند تقديم کرد. يکي از نمونه‌هاي منقلب کننده‌ي دفاع فاطمه (س) از همسرش، در جرياني است که علي(ع) را با اکراه و اجبار براي اخذ بيعت به مسجد مدينه مي‌بردند. در روايت است که بانوي دو عالم(س)، براي دفاع از همسر به درب مسجد آمد و جلوه‌هاي به ياد ماندني‌اي از ايثار و فداکاري از خويش در تاريخ بر جاي گذاشت. براي نمونه، اين فراز شريف از وي در ياوري علي(ع) نقل مي‌شود: « به خدا سوگند اي سلمان، از درب مسجد مدينه پا بيرون نمي‌گذارم تا آن‌که پسرعموي خود را با چشمان خودم سالم ببينم.»(شيخ مفيد، 1374: ص181)

 

 4- زينت ظاهر و باطن براي همسر

يکي از اصول حاکم بر خانواده‌ي آرماني، آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يکديگر است. علي (ع) مي‌فرمايد: «جمال الباطن، حسن‌السريرة» (غرر الحکم، 1377: ص41)، «زيبايي باطن ، در حسن نيت و زيبايي درون است.» دل و جان فاطمه (س)، در کمال حسن نيت، خلوص و صميميت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سريره‌ي او جميل‌ترين زيبايي‌هاي باطني را در برابر چشمان مبارک علي(ع) به تماشا مي‌گذاشت.

يکي از اصول حاکم بر خانواده‌ي آرماني، آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يکديگر است.

بايد توجه داشت، چنان‌که فردي از نعمت جمال ظاهر برخوردار نباشد، اولاً با هنرمندي و ظرافت خاصي مي‌تواند به آراستگي و حسن خويش بيفزايد ثانياً با ظرايف و طرايفي که در جلوه‌گري‌هاي رفتـار خود طراحي مي‌کنـد ، مي‌توانـد بـه حسن سـلوک و جمال بـاطن دسـت يابد. بـه عنوان مثـال، لبخنـد زينـت چهره اسـت ، نگاه مهربان، زينت چهره است و مي‌تواند بر جمال ظاهر و باطن بيفزايد. گشادگي چهره و بشاشيت وجه نيز، نوعي زينت چهره است. در روايت، يکي از خصوصيات زنان با فضيلت، درخشندگي چهره معرفي شده است:  (کليني، 1362: ج5، ص324)

حضرت فاطمه (س) به عنوان زينت و استحباب، انگشتري به دست مي‌کردند و از قول رسول خدا(ص) انگشتر را تبليغ مي‌فرمودند: «قالت فاطمه(س)، قال رسول‌الله(ص): من تختم بالعقيق لم يزل يري خيري» (حرعاملي، 1367: ج3، ص40)، «هرکس انگشتري عقيق به دست کند، همواره خير مي‌بيند.»

اميرمؤمنان(ع) در اشاره به آراستگي ظاهر و باطن فاطمه (س) مي‌فرمود: «و لقد کنت انظر اليها، فتنکشف عني الهمم و الاحزان» (مجلسي، 1404ق: ج43، ص134)، «هرگاه به او مي‌نگريستم، همه‌ي ناراحتي‌ها و غم‌هايم برطرف مي‌شد.»

 منبع : سایت تبیان

همسر داري بر ترين بانو

 

گل

يکي از عوامل بسيار مهم و اساسي در زمينه‌ي تحکيم خانواده ، تدبير در حسن سلوک با همسر است. اين مفهوم از مفاهيم پيچيده‌اي است که چندين مفهوم ديگر در تشکّل ساختار آن نقش‌آفريني مي‌کنند. 

فراست و کارداني در تدبير منزل و رفتار با همسر، مي‌تواند از تعيين‌کننده‌ترين عوامل موفقيت در آيين همسرداري به حساب آيد.

 در اين‌ مقاله و مقاله ي بعد نمونه هايي از ظرايف و لطايف جلوه‌هاي رفتاري و گفتاري فاطمه (س) در برخورد با همسر بزرگوارشان ـ حضرت اميرالمؤمنين (ع) ـ بيان مي‌شود تا در تحليل جوانب و جزئيات اين رفتار، گامي به سوي درک کاربردي مفهوم «فراست و تدبير در حسن سلوک با همسر»، برداشته شود.

1 ـ توجه به ظرايف روحيات همسر

يکي از عوامل استحکام بخش پيوندهاي مودّت ميان زن و شوهر اين است که طرفين بتوانند حالات و روحيات يکديگر را درک کنند. شايد هيچ عاملي به اندازه‌ي درک متقابل روحيات در زندگي خانوادگي، نمي‌تواند آرامش‌بخش و سازنده باشد. مهمترين عامل و سبب محبت نيز معرفت است و درک روحيه و شناخت ابعاد وجودي همسر، از تجلّيات معرفت به اوست.

فاطمه (س)، علي(ع) را خوب مي‌شناخت و بر روحيات او مشرف بود. در شرايطي که ديگران علي(ع) را درک نمي‌کردند و از جلوه‌هاي رفتاري وي سوء برداشت مي‌نمودند ، اين همسر گرامي وي بود که او را مي‌شناخت و براي ديگران رفع ابهام مي‌کرد.

2ـ پرهيز از تقاضاي نامقدور

در زندگي مشترک، توجه به ظرايف روان‌شناختي که مربوط به روحيه‌ي مردانه يا زنانه است، در رأس مهمترين عوامل مؤثر در استحکام خانواده قرار دارد. علي(ع) هرچند يک انسان کامل و بود ، لکن در قالب آيتي مذکر، در اين عالم ظهور کرد و در يکي از شئون امکاني خود، حائز مقام رياست اقتصادي خانواده گرديد. وجود فاطمه (س) نيز هر چند حاصل همه‌ي عظمت‌هاي لاهوتي بود ، لکن در قالب آيتي مؤنث و تحت تکفل اقتصادي علي(ع) به‌‌سر مي‌برد و يکي از جهات کماليه‌ي زندگي مشترک اين دو وجود مقدس، اين بود که به ويژگي‌هاي زنانه يا مردانه يکديگر توجه و دقت مي‌فرمودند.

در زندگي مشترک معمولاً اگر تقاضايي از سوي زني در برابر همسرش مطرح شود و شوهر قادر بر پاسخ نباشد ، نوع خاصي از احساس سرشکستگي را در خود خواهد يافت و اين واقعيت روح او را خواهد آزرد.

آن‌چه از سطور نوراني زندگي خانوادگي فاطمه(س) به دست ما رسيده است، نشان دهنده‌ي اين حقيقت است که فاطمه (س) به اين معني توجه وافر داشته و اين نکته‌ي ظريف را همواره رعايت مي‌فرموده است چنان‌که در تاريخ زندگي معصومانه‌اش آمده است:

«در يکي از روزها، صبحگاهان امام علي(ع) فرمود: فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟ آن بانو(س) فرمود: نه، سوگند به خدايي که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد، دو روز است که در منزل غذاي کافي نداريم؛ امام علي(ع) با تأسف فرمود: فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال غذا بروم؟ فاطمه (س) فرمود:  ، «اي ابالحسن، من از پروردگار خود حيا مي‌کنم که چيزي را که تو بر آن توان و قدرت نداري از تو درخواست کنم.»(اربلي، 1381: ج2، ص26)

3 ـ سازگاري با همسر

يکي ديگر از عواملي که سبب تحکيم خانواده مي‌شود ، اين است که زوجين با يکديگر توافق و سازش اخلاقي داشته باشند. مسلم است که وقتي زن و شوهر در کنار يکديگر قرار مي‌گيرند و در جميع شئون زندگي، با يکديگر شريک مي‌شوند ، گاه اختلاف سليقه‌هايي پيدا مي‌کنند. براي آن‌که اين اختلاف‌ها، اساس زندگي مشترک را خدشه‌دار نسازد و قلب همسران را از هم نرنجاند ، بايد به فرآيندي جهت سازش و توافق توسل کرد. در طي اين فرآيند ، هر يک از زن و شوهر از بعضي اميال، خواست‌ها و سليقه‌هايشان براي احترام به نظر همسر خود، چشم‌پوشي مي‌کنند. البته اين امر، درباره‌ي وجود دو معصوم(س) با عامه‌ي مردم متفاوت است. با اين وصف، علي(ع) در اين زمينه درباره‌ي همسرش فاطمه (س) مي‌فرمايد: «فاطمه(س) مرا به خشم نياورد و مخالفتي با امر من نکرد و هر وقت نگاهش مي‌کردم، تمام غم‌هايم زايل مي‌شد.»(اخطب خوارزم، 1374: ص256)،

4 ـ محبت و احترام نسبت به همسر

يکي از رموز موفقيت در زندگي مشترک اين است که در پاره‌اي از مسائل جزئي، فراست و دقت نظر اعمال شود. چنان‌که صدا کردن همسر، يک امر بسيار روزمره در زندگي خانوادگي است .

در صورتي‌که خطاب به همسر، احترام‌آميز باشد، پژواکي از محبت و صميميت را درپي‌خواهد داشت.

وجود مبارک علي(ع) و فاطمه(س) در رعايت اين نکته نيز، الگو و سرمشق بوده‌اند. آن بانوي بزرگوار، نام همسر خود را با احترام ياد مي‌کرد. گاهي وي را با کنيه «ابالحسن» مي‌خواند و گاهي با ياد قرابت نسبي (يا ابن عم) وي را ندا مي‌داد و گاه با لقب شريف « يا اميرالمؤمنين» او را فرا مي‌خواند و در گاه مؤانست و بعضي از موارد ديگر نيز از سر حکمت، وي را با نام مبارکش مي‌خواند و گاه نيز با ساير القاب شريفه از او ياد مي‌نمود.

هرچند که در ميان انبوه ارتباطات وسيع و گسترده‌ي زن و شوهر، خطاب نمودن همسر از ساده‌ترين جلوه‌هاي رفتاري و بسيط‌ترين فرمول‌هاي ارتباطي است ولکن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. نحوه، نوع و لحن خطاب و آميزه‌هاي احساسي انعکاس يافته در خطاب و بکارگيري اسماء و القاب مناسب براي مخاطب قراردادن افراد ، تأثير عميقي در واکنش‌هاي عاطفي افراد بر جاي مي‌گذارد و زن و شوهر نيز جهت تحصيل خرسندي و رضايتمندي خاطر از يکديگر ، بيش از هر چيز به کنش‌ها و واکنش‌هاي عاطفي مثبت و مناسب نيازمندند؛ لذا بايد به همين مسائل به ظاهر ساده ، ولي مهم نيز توجه نمايند. به عنوان نمونه، فاطمه(س) هنگام شکايت مرگ پدر و مشکلات سياسي همسرش را اين‌گونه خطاب مي‌فرمايد: « يا ابن ابي‌طالب » (مجلسي، 1404ق، ج8، ص125) و با اين خطاب، متذکر نسبت علي (ع) با پيامبر (ص) مي‌شود و هنگامي‌که مي‌خواهد خبر رحلت خود را به علي (ع) بدهد، ايشان را با خطاب «يا ابن‌عم» فرامي‌خواند تا متذکر نسبت خود و علي (ع) شود. (همان، ج43، ص191)

در مقاله ي بعد  جلوه هايي ديگر از رفتارهاي حضرت زهرا را بررسي مي کنيم.

منبع : سایت تبیان

گونه های زمین گل میاندازد!

 

پیوند مبارک

به نام خدایی که ظرفیت پیوند دو دریای آسمانی را به خاک عطا کرد: آیا کسی هست که زمزمه سبزترین پیوند آفرینش در ملکوت را بشنود و نداند که امشب چه شبی است؟! وقتی بدانی شرقی‏ترین لحظه زمین فرا رسیده، تعجب نخواهی کرد اگر امشب را شب انعکاس آسمان، شب تفسیر خدا در زمین بخوانند. شب رویش لبخند بر شادمانه‏ترین گلدسته تجلی فرا رسیده است.

جشن فرشتگان

آخرین پیامبر نور، زلال‏ترین عصاره وحی را در پیوند دخترش با آسمانی‏ترین مرد، می‏ریزد و با آرامشی که اولین محصول این تلاقی عظیم است، به خدا لبخند می‏زند. فرشتگان، بال در بال هم، زیباترین سرور خاک را جشن می‏گیرند و بزرگ‏ترین شادمانی زمین را پای می‏کوبند. ای اهل عالم! آیا در تقویم خاک، روزی گسترده‏تر از روز پیوند دو دریا دیده‏اید؟!

دو دریا، دو بی‏کران؛ دو شفافیت محض! دو نور لایتناهی!... اهالی دیار معرفت! دریابید این خجسته‏ترین ثانیه‏های رحمت و برکت را! دریابید و دریابیم این تموّج فضایل در جاری زمان را!

وقتی بدانی شرقی‏ترین لحظه زمین فرا رسیده، تعجب نخواهی کرد اگر امشب را شب انعکاس آسمان، شب تفسیر خدا در زمین بخوانند. شب رویش لبخند بر شادمانه‏ترین گلدسته تجلی فرا رسیده است.

آغاز زندگی مقدس

این سپردن دست عروسی به تکیه‏گاهی یک مرد نیست؛ این سپردن انسان است به حریم بی‏انتهای عصمت. این پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیست که دخترش را به علی علیه‏السلام می‏سپارد؛ این خداست که اختیار و اعتبار بشر را به علی و زهرا علیهاالسلام وامی‏نهد. شب پیوند مرتضی و فاطمه علیهاالسلام نیست؛ بلکه امشب، شب تجدید یگانگی انسان با ذات خداست. و مبارک باد بر همه کائنات، این لبخند بی‏زوال پروردگار در گستره خلقت خویش. و زندگی در سایه‏سار خانه علی و فاطمه علیهاالسلام ممتد باد!

شب عروسی ماه و خورشید

آسمان، جلوی قدم‏هایتان دامن می‏گسترد. ابرها در پیرهن باد می‏رقصند و بر سرتان سایه می‏بارند. باران‏های شادمانه، تن خاک را می‏بوسند. نسیم، دیوارهای کوچه را غرق بوسه می‏کند. قدم‏هایتان، زیباترین آهنگ‏ها را در گوش خاک آواز می‏کنند لبخندها آغاز می‏شوند و کبوترها شاعر. امشب شب عروسی ماه و خورشید است. ستاره‏ها کِل می‏کشند و زهره دف می‏زند.

شب پیوند دو نیمه سیب

امشب، آب‏ها بهتر از تمام آبشارها، لبخندهای شادمانه شما را زمزمه می‏کنند. پرستوها، بهار را به خانه شما به ارمغان می‏آورند؛ با روزهایی که آرزوی دیدن شما را در کنار هم دارند. امشب، تنها شبی است که زمین، یکی از آرام‏ترین خواب‏هایش را خواهد دید. امشب زمین، عطر لبخند را خواهد فهمید خوب می‏دانی که امشب را هیچ‏گاه زمین از یاد نخواهد برد. امشب، شبی است که دو نیمه سیب با هم پیوند می‏خورند تا گونه‏های زمین از شوق، گل بیاندازند. آسمان، تنها سقفی است که این همه شادی را تاب می‏آورد. کوچه در آستانه آمدنتان ایستاده است به شوق.

پیوند مبارک

تبریک فرشته‏ها

روزهای با هم بودن خوب است؛ خوب‏تر از همه روزهایی که لبریز از رویا آمده‏اند و رفته‏اند. فردا کوه‏ها می‏ایستند تا خورشید از لبخندهایتان سر بزند و بر شانه‏هایشان سرازیر شود. فردا همه فرشته‏ها، این پیوند مبارک را به شما تبریک خواهند گفت. تمام کائنات، به شما رشک می‏برد. فردا که خداوند به شما سلام خواهد کرد.

با اولین لبخندی که به هم می‏زنید، آینه‏ها شکل می‏گیرند و علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام ، زیباترین لبخندی می‏شوند که برای همیشه در ذهن آینه‏ها باقی خواهند ماند.

هدیه‏ای از طرف خدا

نزهت بادی علی جان! شریک زندگی‏ام، شریک دینم و شریک عشقم! زهرایت آمده است تا دستانش را وقف نوازش روح زخمی‏ات کند تا آثار رنج‏های زندگی از خاطرات محو شود. او از طرف خدا آمده است تا در تنهایی‏های مردانه‏ات، با تو هم گریه شود. مگر نه آنکه فرموده‏اند «جهاد زن، خوب همسرداری است». زهرای تو، نیت خیر کرده است تا در این جهاد الهی، توفیق شهادت بیابد و نزد خدای عشق روسپید شود. او هرگز از تو چیزی نخواهد خواست که تو را به سختی بیندازد و یا از توانت فراتر باشد . زهرا علیهاالسلام در کنارت می‏ماند، تا وقتی که تازیانه‏ها میان دست او و تو فاصله بیندازد.

تا فاطمه‏ات علیهاالسلام هست، اجازه نخواهد داد که شانه‏های مهربانت از اندوه بلرزد و چشمان نازنینت به اشک، تر شود.

چه فرخنده شبی!

دشت و دریا، جملگی، پر از کلمات سحرانگیز صبح شده‏اند. «چه فرخنده شبی» را ستارگان انتظار کشیده بودند!

همه جا سفره‏های مهرآفرینِ «مبارکباد» گسترده شده است.  هر سو نگاه می‏کنی، شادی سوسو می‏زند «ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما» درود بر پیامبری که این دو نور مشابه را با دستان سرشار از میمنت، به امتزاج درآورد. دل را باید گفت تو از این مجلس بی‏ریا چقدر فاصله داری؟ مبادا سهمی از شادی نبری! مبادا بی‏بهره‏مندی و بهکامی، تنها نظاره‏گر باشی!

«چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی‏غش                            کنون به جز دل خوش هیچ در نمی‏باید»

جشن آسمانی

بانو سلام! من پرنده کوچکی هستم که در ولادت تو بر شاخه درخت خانه خدیجه، نوای شادی سرودم و پس از وفات آن بانوی کریمه، نای من به بانگ عزا مرا یاری نکرد. اما امروز آمده‏ام به مبارکباد وصلت تو ـ نور متعالی ـ بار دیگر هلهله شادی سر می‏دهم. بانوی راستین خانه عدل و عدالت، نمک پرورده دامان عشق جاوید پیامبر! به دست‏بوسی ساده‏ترین عروس جهان آمده‏ام که پیرایه‏های زمینی را وانهاده و جامه بهشتی به تن کرده است. سهم مرا در جشن بزرگ آسمانی‏ات فراموش نکن!

بانوی اول و آخر جهان

پیوند یاسی از سلاله پاک محمدی و لاله‏ای از نسل همان باغ و همان گل...؛ زمین و زمان، به شادباش این پیوند مقدس آمده‏اند. مروارید چشم‏هاست که بر سر و روی تازه عروس می‏ریزد و فرشتگان، سبد سبد گل از باغ‏های بهشت، پیش پایشان می‏افشانند. اگر زمین در غربت همیشگی‏اش چیزی برای شادباش این دو فرشته آسمانی ندارد، ملائک از فردوس، هدیه آسمانی خدیجه علیهاالسلام را می‏آورند و دعای خیر مادر را در طبقی از نور، نثار چشم‏های نگران فاطمه می‏کنند. عروسی که پدرش خیرالبشر و شوهرش اسداللّه‏ باشد، عروسی که فاطمه باشد، بانوی اول و آخر جهان نیست؟!

منبع : سایت تبیان

ازدواج دو نور

 

ازدواج دو نور

در مقاله خواستگاري پر از عشق و حيا خوانديم که حضرت علي (ع) ضمن علاقه به انتخاب حضرت فاطمه (س) به همسري به علت نداشتن بضاعت مالي از دادن پيشنهاد اجتناب مي ورزيد ... در ادامه مي خوانيم .

 

پيامبر(ص) در خانه ي ام سلمه بود. علي عليه السلام داخل منزل شد و سلام کرد و در گوشه اي نشست. از خجالت چهره اش سرخ شده بود. سرش را زير انداخت و ساکت ماند. او نمي توانست تقاضاي خود را بيان کند. پس از مدتي سکوت، پيامبر(ص) فرمود: يا علي! گويا براي خواسته اي نزد من آمده اي که از اظهار آن شرم داري؟

 

بدون خجالت حاجت خود را بخواه و مطمئن باش خواسته تو پذيرفت است. علي(ع) پاسخ داد: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت باد. من در خانه ي تو بزرگ شدم، با مهر تو پروش يافتم، نيکوتر از پدر ومادرم در تربيتم کوشش نمودي، از فيض وجودت هدايت يافتم. اي پيامبر خدا! سوگند بخدا که تو اندوخته ي دنيا و آخرت من هستي.

 

اکنون هنگام آن رسيده که تشکيل خانواده دهم تا به وي انس گيرم. و پيش شما آمدم از دختر شما فاطمه خواستگاري کنم، آيا شما او را به عقد من درمي آوريد؟! پيامبر(ص) از پيشنهاد علي(ع) شاد و خوشحال شد و به روي علي(ع) خنديد و فرمود: صبر کن تا نظر فاطمه را جويا شوم. آنگاه نزد فاطمه رفت و فرمود: دخترم، علي بن ابي طالب به خواستگاري تو آمده، آيا اجازه مي دهي تو را به عقدش در آورم؟

از پيامبر(ص) سئوال کردند: دخترمان را به چه کسي بدهيم؟! حضرت پاسخ دادند: «کسي که همتا و مانند او باشد»(6)

فاطمه(س) به خاطر شرم و حيا ساکت ماند، اما حرکتي که ناشي از نارضايتي باشد، از خود بروز نداد. رسول خدا(ص) از سکوت فاطمه رضايت او را دريافت و فرمود« الله اکبر سکوتها رضاها». رسول خدا(ص) با لبي خندان نزد علي(ع) آمد و فرمود: آيا چيزي براي ازدواج داري؟ علي(ع) پاسخ داد: اي رسول خدا، پدر و مادرم فدايت هيچ چيز از شما پوشيده نمانده، تمام ثروتم شمشير و شتر و زرهي بيش نيست.

 

 پيامبر(ص) فرمود: شتر و شمشير براي کار جهاد مورد نياز توست. همان زره را مهر قرار مي دهم. علي(ع) زره را فروخت و بهاي آن را که عبارت از 480 يا 500 درهم نقره بود. به عنوان مهريه در اختيار پيامبر(ص) گذاشت.

 

درس هاي عملي از خواستگاري

با دقت و توجه به داستان خواستگاري حضرت علي(ع) از حضرت فاطمه(ع)؛ و رفتار و کردار خانواده ي دختر در برخورد با خواستگاران، مي توان درس هاي زير را استخراج کرد؛ تا با الگوگيري اسلامي به آنها نزديک تر شده و معضل ازدواج نسل جوان را با نسخه هاي «ثقلين» برطرف کنيم؛ و جامعه اسلامي را از مفاسد اجتماعي "تاخير سن ازدواج" محفوظ بداريم.

ازدواج دو نور

1- برتري تقوا و دين از ثروت

وقتي بعضي از اصحاب پيامبر(ص) مي خواستند با ثروت خود، از فاطمه خواستگاري کنند، پيامبر(ص) با شدت با آنها برخورد کرد که شايد براي بينندگان شدت برخورد حضرت تعجب آور بود. ملاک مهم و اوليه را براي دخترش تقوا و دين قرار داد و خودشان هم فرموده اند: «هرگاه کسي به خواستگاري نزد شما آمد که اخلاق و دين او را پسنديديد، اگر چنين نکنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين رخ خواهد داد(5)».

 

2- «کفويت» مهمترين ملاک همسر

وقتي بعضي از اصحاب از فاطمه خواستگاري کردند حضرت پيامبر(ص) به علت عدم کفويت آنها پاسخ داد: «انتخاب همسر فاطمه(س) به عهده خداست»؛ اصحاب هم خودشان دانستند که کفو فاطمه(س) کسي جز علي(ع) نيست. لذا بسراغ او رفتند و او را به خواستگاري فاطمه(س) تشويق کردند.

 

 از پيامبر(ص) سئوال کردند: دخترمان را به چه کسي بدهيم؟! حضرت پاسخ دادند: «کسي که همتا و مانند او باشد»(6). دقت شود حضرت(ص) همتاي و مانند يکديگر بودن را ملاک انتخاب همسر فرمودند؛ هر زني با مردي که از نظر دين و اخلاق شبيه هم هستند شايسته است که ازدواج کنند. و بقول مثال مشهور «کبوتر با کبوتر باز با باز ...»

حضرت زهرا(س) از دارايي و ثروت علي(ع) نپرسيدند و نفرمودند که «علي(ع) چه مي تواند براي من تهيه کند؟ و يا آنکه «چه بايد براي من تهيه کند» بلکه در مقابل سرزنش زنان مدينه بخاطر ازدواج با علي(ع) فقير، ايستادگي کردند.(7)

3- توقع و انتظارات در حد وسع خواستگار

پيامبر(ص) از علي عليه السلام پرسيد «چه داري؟!» و انتظارات خود را از داماد در حد وسع او قرار داد؛ پيامبر(ص) نفرمودند: «حالا بايد چه چيزهايي در حد شأن و نياز دخترم فراهم کني

حضرت زهرا(س) از دارايي و ثروت علي(ع) نپرسيد و نفرمودند که «علي(ع) چه مي تواند براي من تهيه کند؟ و يا آنکه «چه بايد براي من تهيه کند» بلکه در مقابل سرزنش زنان مدينه بخاطر ازدواج با علي(ع) فقير، ايستادگي کرد.(7)

پي نوشت ها:

1- وسايل الشيعه جلد 14 صفحه 52.

2- وسايل الشيعه جلد 14 صفحه 39.

3- بحارالانوار جلد 43 صفحه 149.

منبع : سایت تبیان

علی (ع) بهترین شوهر است

 

علی و فاطمه

مروری اجمالی بر زندگی حضرت فاطمه (س) نشان می‌دهد که ازدواج ایشان در کمال تعالی و نورانیت بوده‌است. در ذیل به نمونه‌ای از آن‌ها اشاره می‌شود:

1 ـ رضایت زوجین نسبت به اصل ازدواج

اگر در اندیشه‌ی یکی از زوجین، ناخشنودی و نارضایتی از اصل ازدواج وجود داشته باشد ، این عامل، تأثیرات منفی بسیاری در زندگی مشترک باقی خواهد گذاشت. هم‌چنین اگر این خشنودی و رضایت، رضایت الهی نباشد ، باز هم این ازدواج، ریشه‌ی مستحکمی نخواهد داشت. حضرت فاطمه (س) رضایت خود را از ازدواج با علی(ع) این‌گونه اعلام می‌فرماید: «من به آن‌چه که خدا و رسول خدا(ص) راضی‌اند ، راضی و خشنودم»  (دشتی، 1375: ص29)

کاوش در پهنا و ژرفای این عبارت شریف، تبیین‌کننده‌ی این حقیقت است که رضایتی که مقدمه‌ی ازدواج است، در صورتی سبب تحکیم خانواده خواهد بود که رضایتی الهی و خداپسندانه باشد.

2 ـ رضایت خانواده از ازدواج

یکی دیگر از عوامل مؤثر در تحکیم خانواده این است که هر دو خانواده به ازدواج فرزندان شان راضی باشند. هرچه این رضایت به لحاظ کمی و کیفی عمیق‌تر باشد ، این ازدواج از ضمانت بیشتری برخوردار خواهد بود. گاهی خانواده‌ها به ظاهر فرزندانشان را از ازدواج منع نمی‌کنند ولی آثار نارضایتی خود را در گوشه و کنار نشان می‌دهند و این‌چنین زوجین به بی‌رغبتی خانواده‌های خود پی می‌برند و این معنا در روحیه‌ی زندگی مشترک آن‌ها (خودآگاه یا ناخودآگاه) تأثیر خواهد داشت.زندگی حضرت فاطمه (س) از این ضمانت محکم برخوردار بود و رضایت و خشنودی پیامبر(ص) از ازدواج فاطمه (س) با علی(ع) بر هیچ‌کس پوشیده نبود.

 3 ـ عدم توجه به ارزش‌های باطل و دروغین در مراسم ازدواج

از دیگر عوامل مؤثر در استحکام خانواده ، عدم توجه به ارزش‌های باطل و دروغین در مقدمات ازدواج، نظیر تعیین مهریه، تهیه جهاز، برگزاری مراسم ازدواج و... است. بررسی‌های به عمل آمده نشان می‌دهد که گاه کدورت‌ها و مشکلات خانوادگی در همان سپیده‌دم زندگی مشترک به واسطه‌ی این برنامه‌ها و عدم توجه به ارزش‌های واقعی در طی آن‌ها به وجود می‌آید.

علی(ع) در صداق ازدواجش، همه‌ی داراییش را به فاطمه (س) داد زیرا همه‌ی دارایی وی، تنها یک زره بود و ما به ازای آن تبدیل به وسایل ضروری زندگی آن دو شد. جهاز فاطمه (س) هفده قلم (چادر، مقنعه، پیراهن، حصیر، پرده، لحاف، متکا، لیوان گلین آب‌خوری، کوزه، کاسه گلی، آفتابه گلی، آسیاب دستی، مشک، تشت، حوله، پوست گوسفند و...) بیش نبود. در مراسم ولیمه، فقرا و اغنیا با یکدیگر دعوت شده بودند. وقتی به علی(ع) طعنه زدند که تو بافضیلت‌ترین و شجاع‌ترین مرد عرب هستی و می‌توانستی دختر ثروتمندی را به عقد خود درآوری تا خانه‌ی تو را سرشار از جهاز نفیس کند ، آن حضرت(ع) فرمود:  «همانا ما گروهی هستیم که به مقررات الهی رضایت داده‌ایم و جز رضایت خدا چیزی نمی‌خواهیم و افتخار ما نیز به اعمال نیکو است؛ نه به مال و ثروت» (بحرانی، بی‌تا: ج11، ص363)،و وقتی به فاطمه (س) طعنه زدند که تو همسر مرد فقیری شده‌ای که هیچ مالی ندارد، آن وجود نازنین فرمود: ، «من به علی(ع) راضی هستم و رضایت من از او فوق درجات رضایت است.» (مجلسی، 1404ق: ج43، ص97)

4 ـ الهی بودن مراسم ازدواج

در تمام مراحل و موارد ، مراسم ازدواج حضرت زهرا(س)، الهی بود. ولیمه‌ی ازدواج، مبارک بود چرا که با آن فقیران مدینه را اطعام نمودند. فاطمه (س) با فریاد تکبیر به خانه‌ی امیرمؤمنان(ع) مشرف شد و در میانه‌ی راه پیراهن عروسی خویش را مسکین بخشید. (مظاهری، 1372: صص 67-66)

5 - همسر را بهترین همسر دانستن

یکی از اصلی‌ترین محورها در تحکیم خانواده این است که زن و شوهر دیدگاه مثبتی درباره‌ی یکدیگر داشته باشند. هرچه این دیدگاه مثبت‌تر و متعالی‌تر باشد ، به همان میزان هر دو از خوشبختی بیشتری در زندگی زناشویی برخوردار خواهند بود. اصلی‌ترین عاملی که رایحه‌ی رضایتمندی و خرسندی را در فضای زندگی مشترک می‌پراکند ، سبزی و خرمی است که شاخسار بینش همسران نسبت به هم را بارور می‌کند و زمانی مودّت میان زوجین تهدید می‌شود که پنداشت و نظرگاه آن‌ها نسبت به همسری با یکدیگر مخدوش شود و نخستین صاعقه‌ای که دیواره‌ی اعتماد و محبت بین همسران را می‌شکافد ، این است که یکی از زوجین بپندارد که همسرش وی را لایق همسری خود نمی‌بیند و یکی از دو همسر یا هر دو، در این اندیشه باشند که بهترین همسر را برای خود برنگزیده‌اند. این پنداشت در ذهن هر یک از زوجین باشد ،موجب تلخ‌کامی و ناخرسندی در طرفین و البته تلخ‌تر و سنگین‌تر برای زوجی خواهد بود که مورد خسران قرار گرفته و می‌داند که همسرش او را لایق نمی‌شمارد.

شاهد این مدعی این است که پیامبر(ص) در طلیعه‌ی زندگی علی(ع) و فاطمه (س)، نخست، دیدگاه آنان را نسبت به همسری با یکدیگر جویا می‌شود ، آن‌گاه که از علی(ع) می‌پرسد: «همسرت را چگونه یافتی؟» جواب می‌شنود: «چه‌قدر او یاور خوبی در راه اطاعت خدا است» و زمانی که از فاطمه (س) سؤال می‌کند که « تو همسرت را چگونه یافتی؟» آن بانو در پاسخ می‌گوید: «علی(ع) بهترین شوهر است.»

وجود چنین دیدگاهی میان همسران نه تنها مایه‌ی خوشبختی، جبران فقدان‌ها و ملایمت مشکلات است، بلکه موجب پوشاندن نقایص هر یک از زوجین در نظر دیگری است و اگر این نگاه متعالی و زیبا متقابل باشد ، لطف این زندگی به سرحد اعلای کمال و بالندگی خواهد رسید.

 

منبع : سایت تبیان

خرده نیازهای زن وشوهری!

 

پروانه

او (خدا) کسی است که شما را از یک نفس واحد آفرید و از آن نفس برای شما همسر و جفتی قرار داد تا در کنار آن آرامش بگیرید. (سوره اعراف / 189)

در مقاله ی قبل با عنوان « با همسرت ،آرامش را بیافرین! » هدف مهم و اساسی ازدواج و تشکیل خانواده را « کسب آرامش» بیان کردیم . وعده داده بودیم که درباره ی راههای دستیابی به این «آرامش» گفتگو کنیم، ولی بجاست که ابتدا در مورد کلمه «سکون» در قرآن و احادیث صحبت کنیم و سپس چگونگی دستیابی به آن را بیان کنیم.

کلمه ی «سَکَنَ» به معنای آرامش و محل آرامش می باشد(1). و کلمه ی «سکینه» که در قرآن شش بار آمده است به معنای آرامش قلب و اطمینان خاطر است به عبارت دیگر صحبت از یک آرامش دائمی است اگر «سَکن» یعنی آرامش در انسان به صورت یک صفت و دائمی شود «سکینة» گفته می شود که در آیه ی چهار سوره ی فتح آن را، هدیه ی خدا به مؤمنین بیان شده که موجب افزایش ایمان آنها می شود.

 

هُو الذّی اَنزل السکینةً فی قلوبِ المؤمنینَ لِیزدادوا ایماناً مع ایمانهم.

او (خدا) کسی است که در دلهای مؤمنین آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند.(2)

زن و مرد نیز نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کنار او به آرامش می رسد.

پیامبر اسلام(ص) این آرامش و سکینه لازم و ضروری می داند و نداشتن آن را ضرر و خسران می داند

السکینة مغنمٌ و ترکُها مَغرَمٌ

آرامش غنیمتی است و ترک آن ضرر و زیان است(3)

قرآن «شب» را به عنوان زمان «آرامش گرفتن» بیان کرده است.

الله الذّی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه

خدا کسی است که شب را برای شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید(4)

«شب» چگونه آرامش بخش است؟ انسان در روز فعالیت های گوناگون دارد لذا جسم و روان او خسته می شود ، این خستگی او را از تعادل خارج می کند که با چند ساعت خوابیدن ، جسم و روان او به حال تعادل برگشته و در نتیجه آرامش می یابد. به مثال ها زیر توجه کنید:

وقتی انسان تشنه است، تعادل جسمی و روحی او به هم می خورد ، با خوردن یک لیوان آب گوارا تشنگی او بر طرف می شود و به آرامش می رسد و یا فرد گرسنه ای را تصور کنید که از شدت گرسنگی ضعف جسمی دارد و تعادل روانی از دست داده و در نتیجه حوصله ی او کاهش یافته و در برابر رفتار دوستانش، بردباری نکرده و رفتارهای نامناسب بروز می دهد همین فرد پس از غذا خوردن «آرامش» نسبی کسب می کند و از رفتار خود نادم و پشیمان می باشد.

در مثال های فوق یک « نیاز » وجود دارد (استراحت، آب و غذا)؛ پس از «ارضای» آن «آرامش» به دست می آید. به عبارت دیگر تا زمانی که این نیازها برآورده نشده بود ، آرامش روحی و جسمی نداشت، پس از ارضای آنها به آرامش نسبی رسید.

زن و مرد نیز نیازهایی نسبت به یکدیگر دارند ، هر گاه این نیازها بوسیله ی دیگری برآورده شود ، در کنار او به آرامش می رسد.

آرامش زن و مرد در کنار هم به میزان ارضای نیازهای یکدیگر بستگی دارد.

علامه طباطبایی در مورد سکون و آرامش زن و مرد در کنار یکدیگر می فرماید:

« آفرینش انسان به صورتی است که زن و مرد در ساختمان طبیعی بدن، مکمل یکدیگرند و هر یک به تنهایی ناقص و محتاج دیگری است. این نیاز و احتیاج موجب می شود که زن و مرد به سوی یکدیگر حرکت کنند و بدین طریق، سکونت و آرامش یابند.»

نیازهای زن و مرد چیست؟! که برآورده شدن موجب آرامش آنهاست.

زن و مرد به خاطر اختلاف جنیست، نیازهای متفاوتی دارند ، این نیازها نشأت گرفته از فطرت هر کدام آنهاست و به تعبیر علامه طباطبایی، این نیازها، تکامل کننده ی دیگری است و به عبارت دیگر این نیازها متفاوت است. نیازهای زن از روحیه زنانگی او سرچشمه می گیرد و نیازهای مرد از روحیه مردانگی او سرچشمه می گیرد ، گاهی زن و مرد به این نکته توجه ندارند ، نیاز متقابل همدیگر را نمی شناسد و برآورده نمی کند . این امر موجب اختلافات و مشاجرات و عدم سکون و آرامش در کنار یکدیگر خواهد شد. لذا زن و مرد اولاً این اختلاف جنسیت را باید بپذیرند ثانیاً با توجه به این اختلاف جنیست نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثالثاً پس از شناسایی سعی بر ارضاء نیازها همسر خود نماید.

بعضی از نیازهای زن و مرد با توجه به جنسیت آنها متفاوت است.

گاهی اوقات باید نیازهای خود را با صمیمیت به همسر خود بازگو کنند.

باآگاه کردن همسرم به نیازهای طبیعی خودم، به او کمک کرده ام تا بتواند نیازهای من را برآورده کند.

خانم بوریس آنکو می گوید:

« زن باید نیازها و احساساتش را به همسرش بشناساند چون مرد قادر به خواندن زن نیست. با بیان احساسات، همسران اطمینان خاطر پیدا می کنند و وحشت طرد شدن را کنار می گذارند.»(6)

با برخی از نیاز های زن و مرد آشنا شوید:

 

نیازهای زن

نیاز های مرد

معشوق باشد

 مورد توجه باشد

 مراقبت شود

 مرئوس باشد

 به قدرتی تکیه کند

 همدلی کند

 از احساساتش صحبت کند

 موقع ناراحتی با کسی صحبت کند

 همسرش نیاز جنسی او را برآورده کند

 از همسرش جملات عاشقانه بشنود و مورد تکریم باشد

 

مورد تکریم باشد

 مورد تایید باشد

 به اواعتماد شود

 رئیس باشد

 با عواطفی آرام گیرد

 مدیریت کند

 از برنامه هایش صحبت کند

 موقع ناراحتی تنها باشد

 در موقع نیاز جنسی همسرش تمکین کند

 از همسرش خودآرایی و زیبایی ببیند

 

 

 

 

پاورقیها:

1- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، جلد 3، صفحه 283 و 282.

2- سوره ی فتح، 4.

3- جمله در کپی نیومده

4- سوره ی غافر، 61.

5- طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، جلد 4 صفحه 285.

6- بوریس آنکوجوآن،« جلوه های زندگی یک زن» ترجمه منیژه بهزاد ص 171 (به نقل از همسران سازگار)

 منبع : سایت تبیان

متون عرفانی حضرت فاطمه زهرا(س)

کشتی پهلو گرفته

اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)

عطر بهشت

شال عزا

داغ زهرا

سوره خاکی

مرد محترم

سؤال

نماز نشسته

تنهای تنها

اذان بلال

گریه بی شیون

گوشه کنار مدینه

غمخوار علی

گنجینه اسرار

رهبر مظلوم

احرام آئینه

پرستاری ندارم

سینه سوخته

گریه می کند

غسل آیینه

تشییع آینه